حسين قرچانلو

327

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

ساحل درياست و آب مشروب مردم شهر از چاههاى گوارايى است كه در ساحل واقع است . شهر آباد است و ساكنانى دارد . بازرگانى شهر سودآور و بازارهاى شهر پررونق است و صنايع پرسودى دارد . در اطراف شهر بيابانى بزرگ است و كوههايى در آن است كه قبايل بربر در آن به سر مىبرند . زراعت مردم شهر گندم و جو است . بيشتر اموال آنان چارپايان ، گاو و گوسفند است . زنبوردارى نيز مىكنند . عسل و روغن فراوان دارند و به ساير شهرها صادر مىكنند و ميان مردم شهر و قبايل بربر اطراف شهر ، حريمى قرار دارد كه مانع برخورد آنهاست . « 1 » ياقوت در قرن هفتم هجرى مىنويسد : الجزاير جمع جزيره و نامى است براى شهرى كه در ساحل دريا ميان افريقيه و مغرب واقع است . ميان اين شهر و بجايه چهار روز راه است . اين جزاير از بلاد بنى حماد بن زيرى بن مناد صنهاجى بوده و به جزاير بنى مزغنّاى معروف است . « 2 » ياقوت بقيهء اوصافى را كه بكرى دربارهء اين جزاير گفته تأييد كرده است . در 632 ق / 1234 - 1235 م سلطان ابو زكريا يحيى ، امير بنى حفص به عزم بلاد زنّاته ، در مغرب اوسط ، از تونس حركت كرد و به بجايه آمد و پس از درنگى به الجزاير رفت و آن را فتح كرد و از سوى خود بر آنجا والى گماشت . « 3 » در 669 ق / 1270 - 1271 م مردم الجزاير شورش كردند ؛ سلطان المستنصر موحدى لشكرى به آنجا فرستاد و فرمانرواى بجايه را فرمان سركوبى شورشيان داد . اين سپاه در 671 ق / 1272 - 1273 م شهر را يك سال محاصره كرد ، ولى كارى از پيش نبرد . سرانجام ، سلطان المستنصر خود در 674 ق / 1275 - 1276 م به الجزاير آمد و با كمك سپاهى شهر را گشود . « 4 » ابو الفداء در قرن هشتم جزاير بنى مزغنّان را فرضه‌اى مشهور از اعمال بجايه معرفى كرده و در توصيف آن به گفته‌هاى ادريسى استناد نموده است . « 5 » لئون افريقى كه در قرن دهم هجرى خود آن نواحى را ديده ، ضمن ارائهء معناى الجزاير ، درباره آن مىنويسد : معناى آن جزيره‌هاست چون در نزديكى جزاير ميورقه و منورقه و يابسه قرار دارد ، اما اسپانياييها آن را ألحى ناميده‌اند . الجزاير شهرى قديمى است و قبيلهء

--> ( 1 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 258 . ( 2 ) . معجم البلدان ؛ ج 2 ، ص 132 . ( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ؛ ج 5 ، ص 307 . ( 4 ) . همان ؛ ج 5 ، ص 340 . ( 5 ) . ر . ك . : تقويم البلدان ؛ ص 168 - 169 .